احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
332
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
پنداشته پيشنهادهاى ديرين خود را از سرگرفت . وزير ماليه از نيات خود در اصلاح امور ماليه بمشار اليه اطمينان داده تصميم راجع به پيشنهادهاى مزبور را بتصويب هيئت وزراء عظام موكول داشت . ولى مسيو للو انسانيت و نزاكت وزير ماليه را حمل بتفويض و تسليم معظمله در برابر خزانهدارى دانسته بدون تفكر و تأمل تلگراف متحد المالى به تمام ولايات مخابره نمود كه در امور راجعه بپرسنل ( كه موافق قانون تشكيلات ماليه در تحت نظر مستقيم وزير ماليه است ) منبعد جز به خزانهدارى به هيچ مقام ديگرى مراجعه ننمايند . همين كه اين اقدام از پرده بيرون افتاد وزير ماليه كه هرگز چنين اجازه بمسيو للو نداده بود ناگزير گشت كه آن حكم متحد المال خزانهدار را رسما تكذيب نمايد . اين اقدام باعث شد كه مسيو للو در خصوص پيشنهادهاى خود قطع روابط با وزارت ماليه كرده خود را بر خلاف اصول هيهرارشى با هيئت وزراء عظام مستقيما طرف مذاكره قرار داد و پيشنهادهاى خود را كه نتيجهء قبول آن جز عود قانون 23 جوزا چيز ديگر نبود برياست وزراء عظام تقديم نمود و بدرجه در توقعات غيرقانونى خود اصرار و ابرام به كار برد كه هيئت وزراء عظام از تصديعات مشار اليه در حقيقت بستوه آمده مطالعه پيشنهادهاى خزانهدارى و مطابقه آن را با قانون تشكيلات به عهده كميسيونى تفويض نمود كه اعضاء آن از وزراء و وكلا و اشخاص محترم ديگر انتخاب شدند . اين كميسيون در اثناى دو جلسه دو سه فقره از پيشنهادهاى او را با قانون مخالف ديده رد نمود و ميخواست مواد ديگر را هم در جلسات بعد تحت مطالعه درآورد كه باز تغيير كابينه حادث شد اين پيشآمد باعث تعطيل كار و تشويق مسيو للو بتجديد اظهارات خود گرديد . هيئت دولت جديد اراده فرمودند بمدارا رفتار كرده ترتيبى بدهند كه هم مواد قانون حتى المقدور رعايت و هم با مستدعيات مسيو للو تا اندازه مساعدت شده باشد . ولى مشار اليه از لطف سلوك و عطوفت بيانات رياست وزراء عظام بىاندازه بشخصيت خود اهميت داده خواست بوسيله تهديد باستعفا هيئت وزراء را مجبور سازد كه بدون تأمل و مطالعه اختيارات ما فوق قانون يعنى اقتدارات قانون 23 جوزا را به او تفويض نمايند - لهذا يادداشتى مبنى بر ناگزيرى استعفاى خود در صورت نداشتن آن اختيارات بتوسط وزارت ماليه بهيئت وزراء عظام تقديم نمود . ولى خوشبختانه اين آخرين تدبير صائب نيفتاد به اين معنى كه بر خلاف انتظار مسيو للو استعفاى او قبول و تصدى رياست خزانهدارى بطور موقت و در حدود قانون تشكيلات به عهده مسيو هنسنس مدير كل گمركات محول شد . و مسيو هنسنس كتبا تعهد نمود كه از مقررات قانون خطوه تجاوز نكند و در موادى كه فيما بين وزارت ماليه و خزانهدارى در اين مدت متنازع فيه بود تابع حكم و تصميم وزارت باشد . اين بود تاريخچه خزانهدارى مسيو للو و علل استعفاى او از اين خدمت . در اين موقع بىمناسب نيست كه شمهء هم از يك فقره عمليات اين خزانهدار ذكر شود تا معلوم گردد كه جناب مسيو للو تا چه اندازهء دلسوز ماليه اين مملكت و تا چه پايه نسبت بفوائد و منافع شخصى خود بيعلاقه بودهاند . كنترات اين مأمور حقوق ساليانه او را به مبلغ سى هزار فرانك مقرر داشته است . اما مسيو للو اين كنترات را مورد اعتنا قرار نداده بدون اجازه وزارت ماليه و هيئت دولت در مدت ده ماهه خزانهدارى خود از قرار سالى پنجاه هزار فرانك حقوق خود را برداشت كرده و به اين مبلغ هم اكتفا ننموده ماهى هفتاد و پنج تومان بعنوان جيره و پنجاه و پنج تومان نيز برسم كرايه منزل دريافت نموده است بعلاوه بعذر اينكه اسباب شخصى او در راه فارس به آب افتاده و فاسد شده است در صورتى كه تقاضاى او در اين خصوص از طرف دولت صراحة رد شده بود مبلغ سه هزار تومان هم به اين اسم مأخوذ داشته است . بعبارة اخرى در اين مدت ده ماه مبلغ چهارده هزار تومان و كسرى از صندوق فقير دولت برداشت كرده در حالتىكه موافق كنترات خود پنجهزار تومان و كسرى بيشتر حق نداشته است بردارد و عجالة نه هزار تومان پول دولت از ميان رفته است . در اينصورت حاجت بتوضيح نيست كه مسيو للو براى چه اختيارات فوق قانون تقاضا ميكرده است شرح خدمات ديگر او را از حيث تنسيق امور خزانهدارى و تقليل بودجه ماليه و ساير مصالح ادارى به نمرات آتيه واميگذاريم . مطبوعات خارجه راجع بايران نقل از جرايد فرانسه . روزنامهء « لاويكتوار » تحت عنوان انگليس در ايران و عراق عرب مينويسد : اينك يك قضيه بسيار عمده كه سابقا چندان طرف توجه ما نبود و اكنون جدا افكار ما را به خود جلب كرده است : در حقيقت ما خيلى راه خطا را پيموده و به نظر حقارت ايران و عراق عرب و ساير ممالك را مينگريستيم مخصوصا حالا دنيا به قدرى كوچك است و قضيهء جنگ بقدرى عرصه جهانرا تنگ كرده كه ديگر ممالك و اراضى بعيدى كه بتواند خارج از مشغوليت فكر و گرفتارى عمل باقىمانده موجود نيست . زمانيكه انگليسها و روسها و آلمانها در مملكت ايران در قطعهء عراق عرب باهم رقابت ميكردند اين قضيه يك قضيه اتفاقى و يك واقعه تفريحى نبود كه دول مزبوره به آن جديت داخل عمليات شوند بلكه بالعكس براى اجراى يك نقشه وسيع و پردامنه بود كه از مدتها طرح كرده و باهم كوشش ميكردند ، فهم اين مسئله خيلى ساده است روسيه كه مملكت قفقاز را مدتها قبل از ايران و عثمانى گرفته ( بدون اينكه بخواهيم از قبايل و ايلات قفقاز سخن برانيم ) و از چهل سال قبل تركستان را تحت استيلاى خويش درآورده منافع و نظرياتى داشته كه در امور مملكتهاى همسايه خود ايران و عثمانى مداخله نمايد در مملكت عثمانى روسها از مدتهاى متمادى درصدد بودند كه ارمنستان را بگيرند و در ايران ايالت تبريز ( آذربايجان ) را اشغال نمايند شما خواهيد گفت بچه حقى روسها اينكارها را ميخواستند بكنند ؟ . « ولتر » معروف دانشمند قرن گذشته فرانسه جواب خواهد داد :